ایلیاایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

ایلیا قند عسل طلای مامان

مسافرت گل پسری به شمال وتعطیلات مامانی

1391/4/31 9:29
نویسنده : حنانه
228 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام سلام ما ازمسافرت اومدیم حالا برات بگم چکارها کردیموکجاها رفتیم در این مدت

  مامان جونی تعطیلات مامانی از 22تیر شروع شدخیلی دلم یه مسافرت می خواست دوست داشتم با خاله جون وبچه هاش بریم اراک ولرستان وکردستان ولی بابای وداداشی موافق نبودن بابای به خاطر شما میگفت  هوا گرمه و پسرمون خدای نکرده مریض میشه......دیگه سخته با ایلیا مسافرت طولانی رفتن به هر حال منم راضی شدم که شما گل پسری راحت باشی................ به هر حال همراه باباو داادشی خاله فاطمه که ازت نگهداری میکنه رفتیم شمال خونه دایی حمید اخه حامد پسر دایی ودایی جونت خیلی اصرار کردند که بریم خونشون ماهم قبول کردیم جمعه ساعت 2 حرکت کردیم رفتیم رشت خونه دایی جونی ساعت 9رسیدیم اونجا........ شکر خدا اب وهوا خوب بود. تو شمال رفتیم قلعه رودخان فومن ، پارک رشت ، دریا خیلی بهت خوش گذشت مامانی وای تو دریا  چه کیفی میکردی سوار قایقت بودی موج اینور وانور حرکتت میداد

niniweblog.com

عکسهای دریا را برات میزارم تو وبلاگت  تازه قلعه رودخان که نگو خیلی به مامانی خوش گذشت هزارتا پله مامان زن دایی وداداش امیر محمد وحامد ،فاطمه وشاهین رفتنم تا به قلعه رسیدم مامانی جات خالی شما را پیش بابای ودایی حمید گذاشتیم رفتیم چه جای قشنگ وزیبایی بودقلعه

niniweblog.com

...........ولی  مامانی وسط راه می خواستم منصرف بشم ولی زن دایی اصرار داشت که بریم ولی خدایش نفس کم اورده بودم اخرها دیگه نمی تونستم پله را بالا برم ولی به همه سختی هاش می ارزید اگه هرکه مسافرت به رشت رفت حتما بهش توصیه میکنم به قلعه رودخان فومن یه سر بزنید جای خیلی باصفا وزیبایی هست

niniweblog.com

 خلاصه مامان این مسافرت خیلی به خانواده چهار نفریمون خوش گذشت شما هم  پسر خوبی بودی ولی یه کم شیطون شدی وبا دستهای کوچیکت همه چیزها را میگیری وبلند میشی گاهی هم می خوری زمین مامان جون مواظب باش می خوری زمین خدای نکرده جایت اوففففففف میشه پسر شیطون بلای مامان.........................................................

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)